مجتبى ملكى اصفهانى
73
فرهنگ اصطلاحات اصول ( فارسى )
اشتراك را لفظى گويند . مانند لفظ شير در زبان فارسى كه بر سه معنى اطلاق مىشود . 1 - مايع سفيدرنگ خوراكى كه از پستان حيوان ماده يا انسان مؤنث به دست مىآيد . 2 - حيوان وحشى و درندهاى كه در شجاعت معروف است . 3 - دستگاه قطع و وصل جريان آب . در اين سه مورد معانى با يكديگر فرق دارند و متباين هستند ولى لفظ شير بين هر سه معنى مشترك است و به همين خاطر آن را مشترك لفظى گويند . و يا در زبان عربى لفظ « قرء » هم به معناى حيض است و هم به معناى طهر . - اشتراك معنوى : هرگاه يك لفظ براى معنايى وضع شود كه آن معنى داراى موارد و مصاديق متعدد باشد و اين لفظ واحد به اعتبار همان معناى واحد بر تمام مصاديق اطلاق شود ؛ مانند لفظ انسان كه بر زن ، مرد ، كوچك ، بزرگ و . . . اطلاق مىشود ، و يا لفظ حيوان كه بر انواع و اقسام مختلف حيوان اطلاق مىشود . زيرا تمام اقسام و انواع مختلف حيوان يا انسان در يك معناى خاص با هم مشترك هستند و به همين خاطر اين قسم را مشترك معنوى ناميدهاند . شكى نيست كه اشتراك و همينطور ترادف در تمام زبانها واقع شده است و وجدان اهل هر زبان بر وقوع اشتراك و ترادف در آن زبان ، بهترين دليل بر اين مطلب است ؛ هرچند برخى منكر امكان يا وقوع اشتراك شده و در صدد توجيه موارد واقع شده برآمدهاند .